...یکسال ...

درست است به قول زنده یاد پناهی وقتی رفتی هیچ اتفاقی نیفتاد ... نه جایی به خاطرت تعطیل شد ... نه در اخبار حرفی زده شد... نه خیابانی بسته شد ... و نه در تقویم خطی به اسمت نوشته شد ... اما برای من اینها هیچ اهمیتی ندارد و فقط سه چیز مهم است. اول آنکه وقتی رفتی از آنچه انجام داده ای رضایت داشته باشی و از آن چه انجام نداده ای ناراضی نباشی که با توجه به آن چه ما دورادور دیدیم حتما این چنین است. دوم آنکه هرکس که خبر رفتنت را بشنود جز احساس نیک نگوید که بر مزار و در این یکسال از هر که پرسیدم همین بود و همچنین سوم آنکه اثری و نشانه ای بگذاری که حتی بدون نامت جاودان بماند و منشا خیر باشد که چه بگویم از این همه نشر که از علمت انجام دادی و رنگهایی که به دانش مان افزودی و کتابهایی که به یادگار گذاشتی آیا این همه کم است؟ خیلی ساده میگویم که درسهایی بارز که از منش شما دوست دارم برگیرم. یکی سختکوشی بود به آن چه میخواهی به دست آوری. یکی عشق به آن چه میدانی و میخواهی دیگران بدانند. یکی اصول گرایی واقعی و عمل به آن چه اعتقاد داری و آخری رشد انسانیت در تنهایی بود و امیدوارم این جمله در فیلمی که میگفت بدترین چیز تنهایی است اما در میان افرادی بودن که احساس تنهایی به تو دست دهد از آن بدتر است را در میان غیرهمفکران احساس نکرده باشی و برای من همین تنهایی در اصول گرایی باعث تمایز شما در میان خیل سایرین بود. کاش که چند خطی ازین سرمشق را بنویسم و کاغذها خط خطی کنم تا شمه ای از آن برگیرم. اشتباه نکنید من نه میخواهم بت بسازم و نه میخواهم علاقه ای افراطی نشان دهم. شما برای من محترم بودی تقریبا تا حدودی بیش از یک استاد معمولی و آنچه گفتم و میگویم تنها برداشت شخصی بوده و هست و بدان که یادت زنده است تا نامت باقی است و تاثیرت پابرجاست تا نشان جاودانت اینجاست. همین جا در ذهن ما و همچنین در ورای کاغذها و رنگها برای آیندگان

/ 0 نظر / 43 بازدید