به مناسبت روز مادر

به نام خدا

نوشتن از او دلی میخواهد به وسعت دریا و شجاعتی میخواهد به عمق  تاریخ

تو بیاد نمی آوری کودکیهایش رو که چگونه با عروسک پنبه ای کوچکش برایت تمرین مادری میکرد...

از همان سن و سال با تمام وجود گوش میسپرد به لالایی های مادرانه

تا بتواند هزاران شبِ عمرت را غرق در آرامش کند...

واژه به واژه اش، نُت به نُت ش را حفظ میکند تا مبادا خواب فرشته ی کوچک زندگی اش مغشوش در هیاهوی روزگار شود...

مشق آن روزهای او، هواداری از کودکان  و بازیهای کودکانه اش تمرین آشپزی در آشپزخانه ی خیالی و پرستاری بود...

 کدام مادری ست که حسرت روزهای جوانی اش را بخورد....

آن دختر بچه اینک یک مادر است

با سن و سالی به بلندای سپیدی موهایش و دستانی به گرمی خورشید نگاهش...

خط به خط دفتر روزگار را نخوانده ازبَر است؛  این را میتوانی از پیشانی چروکش، از لرزش دستهایش بفهمی...

نفَس بکشی میداند چه بر زبان داری...

پلک نجنبانده ای، رنگ نگاهت را میخواند...

استاد شناسایی اخم ها و لبخندهاست...

چشمانش حریص قدم هایت و

گوشهایش در آماده باش صدایت

تا ببیند و بشنود آوای: سلام مادر...

تو بزرگ میشوی و مغرور از سیاهیِ پشت لب و زمختی صدایت

و نمیدانی

اوست که تو را بر شانه هایش نشانده و بالا برده است...

غرور امروز تو، حاصل دیروزهایی ست که او با نوازش هایش به روح و جانت نازل کرد...

و اینک در هر جایگاهی که هستی گرچه انتخاب تو بوده اما

همیشه دستانی برای بدرقه ی آرزوهایت تا عرش خدا همراهشان بوده...

و تو چه میدانی که خداوند دست هیچ مادری را خالی برنمیگرداند...

صبور است چون آسمان کویر و بخشنده چون بهار...

دعایش حلال مشکلات است و قلبش، منشا مهربانی های تمام نشدنی...

همیشه شادی هایش برای  شادی تو بوده و اشکهایش بخاطر تو

و تنها اوست که از پنهان و آشکار تو خبر دارد...

اوست که تنها می ماند تا تو تنها نباشی

و می سوزد تا تو روشن باشی...

می داند روزی فراموشش می کنی با این حال همیشه نگران حال و هوای توست...

تا آخرین نفسهایش برای در هم تنیدن تار و پود ردای عاقبت بخیری ات دست به گریبان تقدیر می شود...

وقتی می رود، هیچ با خود نمیبرد جز غم و اندوهِ فقدانش را...

و هیچوقت نخواهی فهمید

اوست تنها کسی که رفتنش به قصدِ شفاعت تو در پیشگاه خداست...

چه می توان گفت...

خیلی کم است او را فرشته خواند...

حتی خدا هم نمیشود صدایش کرد...

تنها حقیقتی که شایسته ای اوست

واژه ی زیبای " مادر " است و بس.

 

22 فروردین 1394

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 30 بازدید