مسئولیت ...

چرا در این کشور هیچکس حاضر نیست هزینه آرزوها و خواسته هایش را بپردازد؟ چرا در کشور گل و بلبل کسی حاضر نیست پای گفته ها و خواسته های خود بایستد و هرینه کارهایی را که می کند تحمل کند؟ اجازه بدهید ابتدا مثالی بزنیم تا بعد برویم سر اصل مطلب؛

در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنحانی مردم می خواستند کشور جنگ زده ایران، بازسازی شده و کشوری با زیر ساختهای تمدنی مستحکم ساخته شود. مردم بیمارستان، بیمه، خدمات بهداشتی، سد، جاده، پل، فرودگاه، هواپیما، اتومبیل، آب، برق، گاز، تلفن، دانشگاه، کارخانه و تکنولوژی می خواستند ( آن هم در مدت کوتاه 8 سال ریاست جمهوری ) بنابراین رییس جمهور آن روز کشور هم سعی کرد این کارها را به انجام برساند. اما با وجود چنین خواسته های بزرگی، مردم حاضر نبودند گرانی و مشکلات تعدیل اقتصادی و دلار 700 تومانی و تورم 40 درصدی... را موقتا تحمل کنند و هزینه این زیر ساختها را بپذیرند. لذا شوریدند و گفتند هاشمی قشر مستضعف را له کرد. آنها برای هاشمی لطیفه ساختند با این مضمون که « هاشمی می گوید چون فقر را نمی توانیم ریشه کن کنیم پس فقیر را ریشه کن می کنیم » و بدینگونه هاشمی را با هزاران اتهام راست و دروغ نواختند و به هزاران مفسده او را متهم ساختند و او را دیکتاتور و سرمایه دار و دزد و  مرفه بی درد و غیره نامیدند... و چنین شد که خاتمی روی کار آمد...

در زمان خاتمی مردم می خواستند کشوری با آزادی های سیاسی و نهادهای دمکراتیک داشته باشند چیزهایی که در زمان هاشمی یا وجود نداشت و یا کمرنگ شده بود . مردم آزادی های سیاسی، مطبوعات آزاد، احزاب آزاد، آزادی نقد، آزادی اندیشه، تنش زدایی با جهان و امثال آن را می خواستند. در یک کلام، مردم شکوفایی  استعدادهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ملت را خواستار بودند ( آن هم در مدت کوتاه 8 سال ریاست جمهوری ) مردم همه اینها را می خواستند اما هزینه اش را نمی خواستند بپذیرند. یعنی حاضر نشدند در شلوغ بازار آزادی خواهی چهارتا نویسنده ی فرصت طلب را با آرامش و متانت تحمل نمایند و چند تا کتاب و مقاله تند و تیز سیاسی و دینی را که در اوضاع بلبشوی آن روز  نوشته می شد هضم کنند و یا چند دخترک فریب خورده را که موهایشان از زیر روسری نمایان شده بود تحمل نموده و آنها را با حوصله و متانت اصلاح و هدایت کنند. لذا باز هم شوریدند و خاتمی را به انواع و اقسام اتهامات ریز و درشت نواختند و او را به بی دینی و  بی غیرتی و سکولاریسم و جاسوسی و غیره متهم ساختند...این بود که احمدی نژاد روی کار آمد...

در زمان احمدی نژاد هم مردم مطالبات دیگری داشتند. مردم می خواستند که عدالت اجتماعی، ساده زیستی، پرهیز از تجمل گرایی، توسعه انرژی هسته ای، احیای شعارهای انقلابی، توسعه فرهنگی، برقراری ارزشهای اسلامی و غیره برقرار شود ( آن هم در مدت کوتاه 8 سال ریاست جمهوری ) این خواسته ها نیز متاسفانه هزینه داشت ولی مردم حاضر نبودند هزینه های آن را متحمل شوند و عواقب آن را بپذیرند. یعنی مردم  نتوانستند تحریم های ظالمانه سازمان ملل و کشورهای استعمارگر و تورم 50 درصدی  و دلار 4000 تومانی و بی ندبیری و ناشی گریها را تحمل کنند تا کارها روی غلطک بیفتد. لذا مردم دنبال دلالی و سودجویی افتادند و سونامی مسکن راه انداختند و در نهایت رییس جمهور سخت کوش! را با اتهام های ریز و درشت مثل عوامفریبی و دروغ گویی و لجبازی و عدم تخصص و غروربیجا و  گداپروری و  خرافه پرستی و شعارهای خاله زنکی و ... متهم ساختند و طشت رسوایی او را از بام به زیر انداختند تا اینکه دولت اعتدال و امید روی کار آمد...

وقتی روحانی روی کار آمد که دیگر بقیه اش را خودتان می دانید...

حالا با این مقدمه کوتاه فکر می کنم متوجه شدید که دقیقا چه چیزی می خواهیم بگوییم.

آری، در این کشور همه می خواهند زود و سریع به همه چیز برسند ولی حاضر نیستند لوازم آن و هزینه های آن را بپذیرند. امروز همه مردم این مرز و بوم دوست دارند وقتی به سلامتی به سن جوانی رسیدند و دانشگاه را با خوبی و خوشی طی کردند و مدرک گرفتند بلافاصله به آنها گفته شود بفرمایید این میز و این صندلی. پشت آن بنشینید و مشغول کار بشوید و سر ماه چند میلیون حقوق دریافت کنید و بروید خوش باشید اما آنها حاضر نیستند یک روز بیل به دست بگیرند و یا در اتاق بدون کولر گازی کار کنند.

در این کشور کسی حاضر نیست به جای اتومبیل شخصی، پیاده یا با اتوبوس برای خریدن نان و میوه بیرون برود با این حال دوست دارد هوای تمیز هم داشته باشد و ترافیک هم نداشته باشد.

در این کشور هیچ دلال و سرمایه داری حاضر نیست مالیات  دهها واحد آپارتمان و صدها هکتار زمین خود را بپردازد ولی دوست دارد دولت مجانی و با پول نفت به او خدمات بدهد.

در این کشور همه دوست دارند رانندگی کنند اما نه با بنزین 1000 تومانی بلکه با بنزین 20 تومانی!

در این کشور همه می خواهند برنج ایرانی بخورند اما نه با قیمت 7000 تومانی بلکه 75 تومانی!

در این کشور همه می خواهند هر روز دوش بگیرند و هر روز اتومبیل شان را بشویند اما نه با فیش آب 65000 تومانی بلکه 2000 تومانی!

در این کشور همه می خواهند شهری تمیز و آباد داشته باشند اما با هزینه شهرداری و نه با رعایت نظافت و رعایت حقوق شهروندان!...

لذا اینطور می شود که کشور به این وضع نفرین شده دچار می شود. به قول ناصر خسرو: گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست.

پس ای مردم فرهیخته! شما را به خدا بس کنید. بیایید به جای فحش دادن به رییس جمهور و مدیر و وزیر و وکیل و اتهام زدن به این و آن و انگ دزدی به این آن زدن  کمی به رفتار ها و تفکرات و اعمال زشت خودمان بیندیشیم شاید که رستگار شویم!!!

بیایید هزینه های زندگی و خواسته های خودمان را خودمان بپردازیم نه از جیب دیگران! بیایید مسئولیت کارهایمان را بپذیریم ...!

/ 0 نظر / 21 بازدید