<!--DIV {margin:0px;}-->
باقر
باقر کیه؟ نمیدونم
کجاست؟ الله اعلم
اصلا وجود خارجی داره یا نه؟ والا چی بگم
فقط میدونم بهونه ای بود برای خندیدمون و یا اینکه هر چیزی را که دلمون بخواد به باقر نسبت بدیم و یا دق دلیمون رو سر باقر خالی کنیم و هر چی دلمون بخواد نثارش کنیم
باقر تو خوابگاه امینی متولد شد و کم کم رشد کرد و حتی به لطف بچه هایی مثل من که به خوابگاه زیاد می رفتیم به مرزهای بیرونی خوابگاه صادر شد. اما بیرون خوابگاه زیاد رواج پیدا نکرد و در نهیت تو همون خوابگاه امینی مدفون شد
تا اینکه من و مسعود و صدر و محمد حسین به همراه  دوست هشتاد و ششیمون موسی الرضا سعید نزاد رفتیم طبس <واسه کارآموزی> و توی اون بیابون برهوت دست به دامن باقر شدیم و باز هم بهش خندیدیم و بهش توپیدیم و هر چی تو دلمون بود سرش خالی کردیم و خیلی چیزهای جدید رو هم به اون نسبت دادیم از آبهای جاری تو باغ گلشن طبس تا اون دو روز تعطیلی
<شاهکار احمدی نزاد>
اینجا بود که صدای محمد حسین که باقر هیچی نداره و یا نسلش تو امینی منقرض شده
ولی انگار اون دوباره متولد شده بود تا ما تو گرمای وحشبناک طبس و تو برهوت معدن زغال سنگ تنها نباشیم و با هم خوش بگذرونیم
ولی خودمونیم ها خدا به باقر خیر عطا کند که همه جا باعث خنده ما شد
                                                             حسن علی دادپور

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته , خاطره , طنزواره , نوستالژی ما


تاريخ : پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٩ | ٦:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : معدن هشتاد و پنج | آرشیونظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.