موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته


تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٥ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات

سلام دوستان

این کتاب رو من آخر هفته گذشته در دو روز خوندم. در واقع نخوندم، بلعیدم نیشخند خیلی کتاب جالبیه. من در جایگاهی نیستم که بخوام در مورد این کتاب اظهار نظر کنم. بنابراین، نوشته زیر رو برای معرفی کتاب از یکی از سایتها میذارم.

"رمان چشمهایش اثر نویسنده مشهور ایران استاد بزرگ علوی بدون تردید یکی از جریان سازترین و تاثیر گذارترین رمانهای ایرانی است که نه تنها بر ادبیات بلکه برجامعه ایرانی و حتی تحولات اجتماعی دهه پنجاه  موثر بوده است. ذکر چند نکته درباره این رمان ضروری است، رمان چشمهایش در سال ۱۳۳۱ باعث شد که علوی را به یکباره در بین نویسندگان معاصر نامدار و زبانزد شود. بنابر تاریخی که «بزرگ علوی» خود در پایان رمان چشمهایش نوشته است، نگارش این کتاب شش ماه طول کشیده. از همان سطر آغازین رمان نویسنده سعی دارد ما را با فضای سیاسی زمان خود آشنا سازد و به خواننده بفهماند که با رمانی با زمینه های سیاسی طرف است ولی به نظر نمیرسد کاملا سیاسی باشد نکته دیگر نحوه روایت کتاب است. کتاب از ابتدا توسط مردی ناظم نقل می شود و در ادامه ناظم شروع به نقل از زبان زن ناشناسی می نماید که در حقیقت به طور هنرمندانه ای راوی انتقال پیدا می کند و احساساتی که توسط این زن بیان می شود بسیار لطیف و دقیق است و از جانب نویسنده ای مرد اینگونه توصیفات جالب و قابل تحسین می باشد. این رمان از آثار معدود فارسی است که در مرکز آن یک زن با تمام عواطف و ارتعاشات روانی و ذهنی قرار گرفته است. در آخر اینکه این رمان همچون سندی از تاریخ معاصر ایران و دوره رضا خان در تاریخ ادبیات ایران ثبت گردیده است و مطالعه متن کامل آن را به تمامی فارسی زبانان پیشنهاد می کنیم."

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/4/46/Cheshmhayash.jpg


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: چالش کتاب خوانی


تاريخ : چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٥ | ٤:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

بزرگترین درس حرکت های حقوق مدنی این است، که لحظه ای که بگذاری دیگری به جای تو سخن بگوید شکست میخوری. برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی! آغاز اصالت خوب همین است، که نخواهی چیزی باشی که نیستی ....

لودویگ ویتگنشتاین


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته


تاريخ : سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳٩٥ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته


تاريخ : جمعه ۱ بهمن ۱۳٩٥ | ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات

سلام دوستان

اگه به دنبال تایپ سریع گزارشهای مربوط به پروژه هاتون، یا تایپ پایان نامه و رساله تون هستید، یا اگه مترجم و تایپیست هستید، از قابلیت های گوگل غافل نشید.

برای تایپ صوتی گوگل، اول از هر چیز شما نیاز به اینترنت، بروزر گوگل کروم و میکروفون (هدفون) هستید. با استفاده از گوگل کروم وارد حساب کاربری گوگل (جیمیل) خودتون بشید و در گوشه بالا سمت راست، گزینه Docs رو انتخاب کنید. مطابق شکل زیر:

وارد گوگل داکز بشید و یک صفحه نوشتاری جدید ایجاد کنید و مطابق شکل زیر از نوار Tools، گزینه Voice Typing رو انتخاب کنید.

در مرحله بعد زبان مورد نظر رو از سمت چپ انتخاب کنید. مطابق شکل زیر:

و حالا با استفاده از هدفون، شروع به صحبت کردن کنید. یادتون باشه که بسته به سرعت اینرنت، سرعت تایپ هم تغییر میکنه. و اینگه میتونید همزمان فایلتون رو ویرایش هم کنید.

در ضمن، در تلگرام هم میتونید از ربات خود تلگرام با نام voicybot برای تایپ هاتون استفاده کنید. البته این ربات محدودیت 50-60 ثانیه در هر دفعه رو داره و تایپش پیوسته نیست.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اینترنت , ایده های نو , اختراع


تاريخ : یکشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٥ | ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ادبیات


تاريخ : چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٥ | ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.
 یک لاک پشت حسود...
او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.
 هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟
و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
 سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ماغلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود.

📚کتاب دنیای سوفی

✍یوستین گردر


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱٠ دی ۱۳٩٥ | ٤:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات

Now this makes you think!! .....10 years ago, a student at Harvard invited 5 people over to his dorm room to discuss a business opportunity. Only 2 of the 5 people showed up. Today those two people are Billionaires: Dustin Moskovitz $9.9 Billion and Eduardo Saverin $5.8 Billion. And the guy they met that night? None other than Mark Zuckerberg, CEO of Facebook, whose current net worth is: $35.7 Billion. There's nothing more expensive than a missed opportunity.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: جهان , احوال , اینترنت


تاريخ : یکشنبه ٥ دی ۱۳٩٥ | ٦:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

بی شعوری (Assholism)

آیا از اینکه همسایه تان زباله هایش را در جوی آب میریزد عصبانی هستید؟ آیا تا به حال پیش آمده که در اداره ای برای گرفتن یک امضا روزها و ساعتها در آمدوشد باشید؟ آیا احساس می کنید برخوردهای رئیستان با شما توهین آمیز است؟آیا .....

اگر پاسخ تان به این پرسش ها مثبت است، این کتاب برای شماست. چرا که شما با بیشعورها سروکار دارید و کتابی درباب پدیده ی بیشعوری در جوامع کنونی به عنوان راهنمای عملی شناخت و درمان خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت راهنمای ارزشمندی برای شناخت و درمان عارضه ی بیشعوری و نحوه ی رفتار با مبتلایان به این بیماری است.

خاویر کرمنت این واقعیت دردناک را موضوع کتاب طنزآمیز خودش قرار داده است. همانطور که خود نویسنده هم در ابتدای کتاب خاطرنشان ساخته، هیچکدام از وقایع و نامهای مذکور در متن کتاب واقعی نیست، اما وجود مابه­ازاهای فراوان در میان جامعه برای توصیفاتی که در هر بخش از بیشعورهای خاص شده است میتواند تامل برانگیز، اثرگذار و شاید ناامیدکننده باشد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: چالش کتاب خوانی


تاريخ : جمعه ٢٦ آذر ۱۳٩٥ | ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین حیدری | آرشیو نظرات

سلام بچه ها، متاسفانه با خبر شدیم که مادر دوست خوبمون آقای محمد تقی صادقی  به رحمت خدا رفتن ... خیلی خیلی بهشون تسلیت میگیم و انشالله که خدا رحمتشون کنه و ما رو هم در غم خودشون شریک بدونن ...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ٧ آذر ۱۳٩٥ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب.
نخند!
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.
نخند!
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.
نخند!
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.
نخند!
…به دستان پدرت،
به جاروکردن مادرت،
به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،
به راننده ی چاق اتوبوس ،
به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،
به راننده ی آژانسی که چرت می زند،
به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند،
به مجری نیمه شب رادیو،
به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،
به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،
به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،
به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده،
به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،
به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،
به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،
به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،
به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی
….نخند،نخند که دنیا ارزشش رانداردکه تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!!
که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!!!
آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!
آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،
بارمی برند،
بی خوابی می کشند،
کهنه می پوشند،
جار می زنند
سرما و گرما می کشند،
وگاهی خجالت هم می کشند،……


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۳ آذر ۱۳٩٥ | ٧:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات

🌸اگر برای بدست آوردن پول مجبوری دروغ بگوئی و فریبکاری کنی، تهیدست بمان!
🌸اگر برای بدست آوردن جاه و مقامی باید چاپلوسی کنی و تملّق بگویی، از آن چشم بپوش!
🌸اگر برای آنکه مشهور شوی، مجبور می‌شوی مانند دیگران خیانت کنی، در گمنامی زندگی کن!
🌸بگذار دیگران پیش چشم تو با دروغ و فریب ثروتمند شوند، با تملّق و چاپلوسی شغل‌های بزرگی را به دست آورند و با خیانت و نادرستی شهرت پیدا کنند، تو گمنام و تهیـدست و قانع باش!
 
🌸زیرا اگر چنین کنی تو سرمایه‌ای را که آنها از دست داده‌اند، به دست آورده‌ای و آن شرافت است..

دکتر علی شریعتی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱٤ آبان ۱۳٩٥ | ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات

ریاضیات نشان می دهد چگونه در طول یکسال، "اندکی بهتر یا بدتر بودن"، موفقیت یا شکست شما را رقم می زند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳٩٥ | ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٥ | ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٥ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات

آخر تابستان هست و قدمت دوستی دانشجویان معدن 85 ده ساله شد. درسته که کمتر کسی اینجا میاد و دوستان اگه بخوان یادی هم از هم دیگه بکنن از تلگرام استفاده میکنن. ولی جا داره برای تبریک به سه دو ست عزیز مون از این محیط استفاده کنیم.

تبریک به احمد آقای مستشاری گل بابت ازدواجشون که در روز 29 شهریور خواهد بود

تبریک به محمد آقای ایلاقی گل، که ایشون هم مراسم ازدواجشان را در تاریخ سی شهریوربرگزار خواهند کرد

 

همین طور سومین دوست مشهدی مون، حاج علی آقای پشنگ اگه اشتباه نکنیم صاحب دوقلو شدن که از همین جا به ایشون هم تبریک ویژه میگیم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مستشاری , ایلاقی , معدن85 , پشنگ


تاريخ : دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ | ٥:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : صدرالدین ناصری | آرشیو نظرات

حتماً بسیاری از شما تجربه رفتن به یک مصاحبه شغلی را دارید. بیشتر ما در این مصاحبه‌ها با همان سؤالات و روند کلی رو به رو می شویم که در مصاحبه‌های قبلی (و شاید هم بعدی) مواجه شده ایم. البته گاهی هم ممکن است با سؤالات جدید از سوی کارفرما رو به رو شویم.

 
عجیب ترین پرسش ها در مصاحبه‌های شغلی 


گاهی هم این پرسش ها آن‌قدر نامتعارف و عجیب هستند که بهتر است کلاً فکر استخدام در آن شرکت را از سر خود بیرون کنیم. با هم چند نمونه از این سؤالات عجیب و غریب را می خوانیم؛

شرکت Hewlett Packard برای مدیر بازار یابی محصول: «اگر آلمانی ها بلند ترین مردم دنیا باشند، شما چطور این مسئله را ثابت می کنید؟»
 
شرکت اپل (Apple) برای جذب متخصص: «اگر شما یک پیک پیتزا فروشی بودید، چطور از یک قیچی استفاده می کردید؟»
 
 
شرکت Yahoo، برای تحلیلگر کیفیت جست و جو: «اگر شما در یک جزیره بودید و فقط قرار بود 3 چیز بیاورید، چه چیزهایی می آوردید؟»
 
 
شرکت EvaluServe برای تحلیلگر کسب و کار: «5 مورد از استفاده های دستگاه منگنه بدون منگنه داخلش را بگویید»
 
 
شرکت xerox، برای مدیریت مشتری: «چرا توپ تنیس پرز دارد؟»
 
شرکت Goldman Sachs، برای تحلیلگر برنامه نویس: «هر سال چند متر مربع در آمریکا پیتزا خورده می شود؟»
 
 
شرکت McKinsey & Company برای معاون: «اگر شما 80 ساله باشید، به فرزندان تان چه می گویید؟»
 
 
شرکت TASER برای برنامه توسعه رهبری: «سال گذشته در آمریکا چند بیل فروخته شد؟»
 
 
شرکت Google برای ارزیاب کیفیت داده های محلی: «چند عدد گاو در کانادا وجود دارد؟»
 
 
شرکت Google برای مدیریت ارتباط با فروشنده: «روز دو شنبه ساعت 2:30 بامداد چند نفر در سان فرانسیسکو از فیسبوک استفاده می کنند؟»
 
 
شرکت Clark Construction Group برای شغل مهندسی: «همین الان یک پنگوئن با یک کلاه لبه دار از در وارد می شود. این پنگوئن چه می گوید و چرا اینجاست؟»
 
 

شرکت KraftFoods برای کارگر ساده: «از مقیاس 1 تا 10، من را به عنوان یک مصاحبه گر امتیاز دهی کنید».

http://tabnakbato.ir/fa/news/47881


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: جالب , جهان


تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٥ | ٥:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

یک انسان کامل، همزمان عده ای را به خود جذب و عده ای را از خود دفع می کند. دافعه و جاذبه همزمان، جزو لاینفک شخصیت یک انسان کامل است. یک انسان کامل نمی تواند در آن واحد هم با اشرار دوستی کند و هم با ابرار. نمی تواند هم نماز بخواند و هم قمار کند! خلاصه تر بگویم، کسی که فقط جاذبه داشته و هم با خیر دوستی کند و هم با شر، یا آن کس که فقط دافعه داشته و با هیچ کس سر سازش ندارد، بهتر است کمی به خود شک کند. هر انسان کاملی، هم دافعه دارد و هم جاذبه.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته , معنا , احوال


تاريخ : سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٥ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

آن کس که بداند و بداند که بداند

اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

 

آن کس که بداند و نداند که بداند

بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

 

آن کس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

 

آن کس که نداند و نداند که نداند

در   جهل   مرکب   ابدالدهر  بماند

 

آن کس که نداند و نخواهد که بداند

حیف است چنین جانوری زنده بماند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عکس , دل نوشته , معنا , حکایت


تاريخ : شنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٥ | ٩:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

سلام دوستان

دیروز اتفاق عجیبی افتاد که هر چه فکر کردم دیدم نمی توانم در موردش حرف نزنم. رتبه یک کنکور تجربی امسال، در سال 1391 در کنکور ریاضی رتبه 2 منطقه 3 را آورده و در سال سوم تحصیلش در رشته مهندسی برق دانشگاه شریف تصمیمی می گیرد که برای من خیلی عجیب است. "من به رشته پزشکی علاقه دارم و می خواهم پزشک شوم!" و تصمیم می گیرد مهندسی برق شریف را رها کرده و به سراغ پزشکی برود!

من در مورد استعداد و تواناییهای عجیب و اراده قوی ایشان هیچ حرفی ندارم ولی سوال من این است که چرا نابغه ای به این عظمت، سالها وقت خود را به یادگیری علوم ریاضی و فنی و مهندسی تلف کرده و به یک باره تصمیم می گیرد پزشک شود؟ توجه داشته باشید که وی از ادامه تحصیل در برق شریف انصراف داده و مشخص است که قصد و نظر اصلی او ادامه تحصیل در رشته پزشکی بوده، نه یک رشته بینابینی که نیازمند داشتن مدرک مهندسی برق و پزشکی به صورت همزمان باشد. جواب روشن است: پزشکی در ایران شغلی است بسیار پردرآمد که حتی نابغه ای مانند وی، عطای کار در ناسا به عنوان یک مهندس برق برجسته را به لقایش می بخشد و ترجیح می دهد پول داشته باشد و پول! دیگر هیچ چیزی اهمیت ندارد! متاسفانه جو پزشک شدن و پولدار شدن، شرافت علم و تلاش برای ساختن کشور را لکه دار کرده است.

حال سوال این است که مقصر واقعی کیست؟ آیا مدیریت منابع انسانی در ایران اینقدر سخت و دشوار است؟ آیا نمی توان نوابغ کنکور را برای مقاصد خاص مدیریتی و اجرایی در همان لحظه اعلام نتایج به کار گرفته و تربیت نمود؟ آیا کشور به این همه مهندس نیاز دارد که یک مهندس برق از صنعتی شریف امید به یافتن کار مناسب شان و منزلت خود نداشته باشد؟ سوال مهمتر اینکه کجاست غیرت گذشتگان؟ الخ!

نظر شما در این باره چیست؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ایران , دل نوشته


تاريخ : چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٥ | ٧:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.