آخر تابستان هست و قدمت دوستی دانشجویان معدن 85 ده ساله شد. درسته که کمتر کسی اینجا میاد و دوستان اگه بخوان یادی هم از هم دیگه بکنن از تلگرام استفاده میکنن. ولی جا داره برای تبریک به سه دو ست عزیز مون از این محیط استفاده کنیم.

تبریک به احمد آقای مستشاری گل بابت ازدواجشون که در روز 29 شهریور خواهد بود

تبریک به محمد آقای ایلاقی گل، که ایشون هم مراسم ازدواجشان را در تاریخ سی شهریوربرگزار خواهند کرد

 

همین طور سومین دوست مشهدی مون، حاج علی آقای پشنگ اگه اشتباه نکنیم صاحب دوقلو شدن که از همین جا به ایشون هم تبریک ویژه میگیم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مستشاری , ایلاقی , معدن85 , پشنگ


تاريخ : دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ | ٥:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : صدرالدین ناصری | آرشیو نظرات

حتماً بسیاری از شما تجربه رفتن به یک مصاحبه شغلی را دارید. بیشتر ما در این مصاحبه‌ها با همان سؤالات و روند کلی رو به رو می شویم که در مصاحبه‌های قبلی (و شاید هم بعدی) مواجه شده ایم. البته گاهی هم ممکن است با سؤالات جدید از سوی کارفرما رو به رو شویم.

 
عجیب ترین پرسش ها در مصاحبه‌های شغلی 


گاهی هم این پرسش ها آن‌قدر نامتعارف و عجیب هستند که بهتر است کلاً فکر استخدام در آن شرکت را از سر خود بیرون کنیم. با هم چند نمونه از این سؤالات عجیب و غریب را می خوانیم؛

شرکت Hewlett Packard برای مدیر بازار یابی محصول: «اگر آلمانی ها بلند ترین مردم دنیا باشند، شما چطور این مسئله را ثابت می کنید؟»
 
شرکت اپل (Apple) برای جذب متخصص: «اگر شما یک پیک پیتزا فروشی بودید، چطور از یک قیچی استفاده می کردید؟»
 
 
شرکت Yahoo، برای تحلیلگر کیفیت جست و جو: «اگر شما در یک جزیره بودید و فقط قرار بود 3 چیز بیاورید، چه چیزهایی می آوردید؟»
 
 
شرکت EvaluServe برای تحلیلگر کسب و کار: «5 مورد از استفاده های دستگاه منگنه بدون منگنه داخلش را بگویید»
 
 
شرکت xerox، برای مدیریت مشتری: «چرا توپ تنیس پرز دارد؟»
 
شرکت Goldman Sachs، برای تحلیلگر برنامه نویس: «هر سال چند متر مربع در آمریکا پیتزا خورده می شود؟»
 
 
شرکت McKinsey & Company برای معاون: «اگر شما 80 ساله باشید، به فرزندان تان چه می گویید؟»
 
 
شرکت TASER برای برنامه توسعه رهبری: «سال گذشته در آمریکا چند بیل فروخته شد؟»
 
 
شرکت Google برای ارزیاب کیفیت داده های محلی: «چند عدد گاو در کانادا وجود دارد؟»
 
 
شرکت Google برای مدیریت ارتباط با فروشنده: «روز دو شنبه ساعت 2:30 بامداد چند نفر در سان فرانسیسکو از فیسبوک استفاده می کنند؟»
 
 
شرکت Clark Construction Group برای شغل مهندسی: «همین الان یک پنگوئن با یک کلاه لبه دار از در وارد می شود. این پنگوئن چه می گوید و چرا اینجاست؟»
 
 

شرکت KraftFoods برای کارگر ساده: «از مقیاس 1 تا 10، من را به عنوان یک مصاحبه گر امتیاز دهی کنید».

http://tabnakbato.ir/fa/news/47881


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: جالب , جهان


تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٥ | ٥:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

یک انسان کامل، همزمان عده ای را به خود جذب و عده ای را از خود دفع می کند. دافعه و جاذبه همزمان، جزو لاینفک شخصیت یک انسان کامل است. یک انسان کامل نمی تواند در آن واحد هم با اشرار دوستی کند و هم با ابرار. نمی تواند هم نماز بخواند و هم قمار کند! خلاصه تر بگویم، کسی که فقط جاذبه داشته و هم با خیر دوستی کند و هم با شر، یا آن کس که فقط دافعه داشته و با هیچ کس سر سازش ندارد، بهتر است کمی به خود شک کند. هر انسان کاملی، هم دافعه دارد و هم جاذبه.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته , معنا , احوال


تاريخ : سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٥ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

آن کس که بداند و بداند که بداند

اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

 

آن کس که بداند و نداند که بداند

بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

 

آن کس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

 

آن کس که نداند و نداند که نداند

در   جهل   مرکب   ابدالدهر  بماند

 

آن کس که نداند و نخواهد که بداند

حیف است چنین جانوری زنده بماند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عکس , دل نوشته , معنا , حکایت


تاريخ : شنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٥ | ٩:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

سلام دوستان

دیروز اتفاق عجیبی افتاد که هر چه فکر کردم دیدم نمی توانم در موردش حرف نزنم. رتبه یک کنکور تجربی امسال، در سال 1391 در کنکور ریاضی رتبه 2 منطقه 3 را آورده و در سال سوم تحصیلش در رشته مهندسی برق دانشگاه شریف تصمیمی می گیرد که برای من خیلی عجیب است. "من به رشته پزشکی علاقه دارم و می خواهم پزشک شوم!" و تصمیم می گیرد مهندسی برق شریف را رها کرده و به سراغ پزشکی برود!

من در مورد استعداد و تواناییهای عجیب و اراده قوی ایشان هیچ حرفی ندارم ولی سوال من این است که چرا نابغه ای به این عظمت، سالها وقت خود را به یادگیری علوم ریاضی و فنی و مهندسی تلف کرده و به یک باره تصمیم می گیرد پزشک شود؟ توجه داشته باشید که وی از ادامه تحصیل در برق شریف انصراف داده و مشخص است که قصد و نظر اصلی او ادامه تحصیل در رشته پزشکی بوده، نه یک رشته بینابینی که نیازمند داشتن مدرک مهندسی برق و پزشکی به صورت همزمان باشد. جواب روشن است: پزشکی در ایران شغلی است بسیار پردرآمد که حتی نابغه ای مانند وی، عطای کار در ناسا به عنوان یک مهندس برق برجسته را به لقایش می بخشد و ترجیح می دهد پول داشته باشد و پول! دیگر هیچ چیزی اهمیت ندارد! متاسفانه جو پزشک شدن و پولدار شدن، شرافت علم و تلاش برای ساختن کشور را لکه دار کرده است.

حال سوال این است که مقصر واقعی کیست؟ آیا مدیریت منابع انسانی در ایران اینقدر سخت و دشوار است؟ آیا نمی توان نوابغ کنکور را برای مقاصد خاص مدیریتی و اجرایی در همان لحظه اعلام نتایج به کار گرفته و تربیت نمود؟ آیا کشور به این همه مهندس نیاز دارد که یک مهندس برق از صنعتی شریف امید به یافتن کار مناسب شان و منزلت خود نداشته باشد؟ سوال مهمتر اینکه کجاست غیرت گذشتگان؟ الخ!

نظر شما در این باره چیست؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ایران , دل نوشته


تاريخ : چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٥ | ٧:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٥ | ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات
محققان دانشگاه واشنگتن طی یک پژوهش از نقشه جدید دقیقی از لایه بیرونی مغز انسان رونمایی کردند که دارای 100 ناحیه جدید و ناشناخته است که قبلا کشف نشده بود.
http://www.sciencemag.org/sites/default/files/styles/article_main_large__1023w/public/images/cc_brainmap_16x9.jpg?itok=4OQos9N6&timestamp=1469024328
به گزارش ایسنا به نقل از لایو ساینس، این نقشه جدید به جراحان برای برنامه‌ریزی در عمل‌های جراحی کمک کرده و همچنین به دانشمندان این امکان را خواهد داد تا درک بهتری از تفاوت بین مغز افراد معمولی و مغز افراد مبتلا به اختلالات مربوط به کارکرد مغز مانند اوتیسم، اسکیزوفرنی و زوال عقل داشته باشند.

محققان در این پژوهش تعداد 180 ناحیه از قشر مغز - خارجی‌ترین لایه از مغز  در هر نیمکره مغز - را شناسایی کردند. آنها می‌گویند که هر یک از این نواحی، به یک بخش از بدن اختصاص یافته است.

این محققان از اسکنرهای پیشرفته و رایانه‌های قدرتمند مبتنی بر هوش مصنوعی، برای کشف این ابعاد پنهان مغز استفاده کردند.

در این نقشه جدید، 83 ناحیه که قبلا شناسایی شده و 97 ناحیه جدید وجود دارد. این 97 ناحیه قشری جدید نشان می‌دهند که قشر مغز انسان پیچیده‌تر از آن چیزی است که ما تا کنون فکر می‌کردیم.

این نقشه، اطلاعات جدید را حتی در مورد نواحی که قبلا نیز نقشه‌برداری شده بود، ارائه می‌دهد. زیرا تاکنون نقشه برداری‌ها به این دقت و با این جزئیات انجام نشده بود.

برای مثال  دانشمندان قبلا ناحیه‌ای به نام "منطقه 31" را شناسایی کرده بودند که  در حال حاضر به سه بخش به نام‌های 31a ، 31pd و 31pv تقسیم شده است.

اولین نقشه که از قشر مغز ارائه شد، دارای 50 ناحیه شناخته شده مغز بود که در دهه اول قرن 20 توسط یک دانشمند آلمانی ایجاد شد.

محققان برای ایجاد این نقشه جدید، داده‌هایی را از اسکن مغزی  210 بزرگسال جوان و سالم جمع‌آوری کردند. برای مثال آنها ضخامت قشر مغز در هر یک از این افراد را اندازه گیری کردند. مغز شرکت کنندگان هم در زمانی‌که آنها در حال استراحت بوده و هیچ کاری انجام نمی‌دادند، بررسی شده و هم در زمانی‌که مشغول انجام کارهای ساده مانند مانند گوش دادن به یک داستان بودند.

محققان سپس با بررسی اسکن مغزی گروه دوم که شامل 210 نفر بودند، توانستند وجود 180 منطقه خاص در مغز را تایید کنند. آنها می‌گویند که این نقشه جدید در مقایسه با نقشه‌های قبلی دارای جزئیات دقیق‌تری است.

آنها همچنین بر این باورند که درک چگونگی عملکرد هر یک از این نواحی نیازمند چند دهه تحقیق و پژوهش است.

این پژوهش در مجله Nature به چاپ رسیده است.

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: علمی


تاريخ : جمعه ۱ امرداد ۱۳٩٥ | ٧:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

چالش کتاب خوانی - 3

سلام دوستان

من یه چند وقته به خاطر مشغله و کمبود وقت، ترجیح میدم کتابهای صوتی گوش بدم. یکی از کتابهای جالب و خوبی که بهتون پیشنهاد میکنم (البته اگه قبلا نخوندید!) کتاب تفکر زائد نوشته استاد محمد جعفر مصفا هست. مطلبی که در ادامه تقدیم می شود از سایت دانلود کتاب های صوتی آمده است.

کتاب مشتمل بر چنین بخش است که نتیجه برگردان جلسات و ویرایش شخصی نویسنده با اضافه کردن مقداری پرسش و پاسخ در انتهای هر بخش که مفاهیم هر جلسه را در مصداقهای مورد سئوال مخاطبین بررسی می کنداین کتاب به نظرم کتاب پایه مباحث خود شناسی محمد جعفر مصفا محسوب میشود .در این کتاب نویسنده پرده از شخصیت کاذبی که هر کس در درون خود می سازد برمیدارد و توضیح میدهد چگونه ادمی ازتصورات فکری خود برای خود شخصیتی می سازد واین تصورات را به عنوان اجزاء شخصیتی خود قبول کرده و همیشه در ذهن حمل می کند و برای دوام این شخصیت چگونه اعمال و رفتارش بر اساس این تصورات شکل می گیرد .بعنوان مثال تصور من از خودم اینست که ادمی هستم کمرو این تصور باعث میشود که در روابط به گونه ای عمل کنم که این صفت رادر اینده نیز بتوانم بر خود برچسب بزنم .مصفا در این کتاب اثرات اسیری در دام هویت فکری را در چند فصل کوتاه توضیح داده و خواننده را بسادگی با این مطلب اشنا می کند که گذشته و اینده توهمات هویت فکری است که ادمی را از زندگی در سیلان هستی لحظه به لحظه غافل می کند. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

 

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود بخش اول (حجم: ۱۴٫۱MB)

دانلود بخش دوم (حجم: ۱۲٫۵MB) 

دانلود بخش سوم (حجم: ۱۲٫۸MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: ۹٫۳MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: ۱۴٫۵MB)




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: چالش کتاب خوانی


تاريخ : شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ | ٦:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته


تاريخ : پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٥ | ۸:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته


تاريخ : دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ | ٢:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات

تصویر فوق مربوط به چه زمانی است؟

در آن لحظه کجا بودید؟

حسی که در آن لحظه داشتید را بیان کنید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مجموعه سوالات نیمه ماهانه


تاريخ : یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ | ٥:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : صدرالدین ناصری | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عکس , دل نوشته


تاريخ : جمعه ۱۱ تیر ۱۳٩٥ | ٩:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥ | ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات

اگر قرار بود بزرگترین تجربه زندگیت رو بهم یاد بدی، چی بهم می گفتی؟؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته


تاريخ : جمعه ٢۸ خرداد ۱۳٩٥ | ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین حیدری | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: معدن85 , دانشگاه بیرجند , مهندسی معدن


تاريخ : جمعه ٢۸ خرداد ۱۳٩٥ | ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : معدن هشتاد و پنج | آرشیو نظرات

سلام رفقا

نمی دونم یادتون هست یا نه، ولی سال 85 که تازه وارد دانشگاه شده بودیم یه جلد قرآن و یک کتابچه دعای مخصوص ماه مبارک رمضان به همه دانشجوهای جدیدالورود دادند. همون روزهای اول باید دنبال جور کردن ژتون سحر و افطار ماه مبارک می بودیم و من یادمه که ژتونها رو اشتباها به جای خوابگاه شوکت آباد، برای دانشکده فنی گرفته بودم و همون فرایند تعویض ژتونها خودش داستانی بود برای من. یه آقای مو و محاسن بلندی بود که مسئول اتوماسیون تغذیه دانشکده بود (اسمش دقیق یادم نیست ولی شاید حفیظی بود؟! نمی دونم! خانم انجیری رو یادمه!).

 سحرهای ماه مبارک بیرجند سوز و سردی خاصی داشت توی ماه مهر، بهرحال بیانونی بود دیگه. هر شب نوبت یکی از بچه ها بود تا بره و سحری رو بگیره. کافی بود یکی خواب بمونه و شیش نفر رو تا افطار به نیکی یاد کردن از خودش مشغول کنه نیشخند در کل روزهای خیلی خوبی بود. شبهای احیا عالی بود. در کل معنویت خاصی داشت که با گوشت و استخون آدم یکی می شد. وقتی نماز می خوندیم از ته دل بود و وقتی دعای کمیل می رفتیم از ته ته ته دلمون زار زار گریه می کردیم و خدا رو خیلی دوست داشتیم.

فقط می تونم یه چیز بگم ...

یادش بخیر! دلم برای معصومیت از دست رفته خودم تنگ شده!

 

شما از ماه مبارک دوران دانشجویی چه خاطره ای دارید؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته , قافله عمر , آسمان بیرجند , دینی


تاريخ : یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٥ | ٦:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی آزادی | آرشیو نظرات

رسته: #داستان_کوتاه #درس_زندگی ♦️در روزگاری که همه در اندیشه #طلا بودند یکی از عموهای پسری به اسم داربی گرفتار تب طلا شد و راهی غرب شد تا با حفاری زمین به ثروت برسد. او با اخذ اجاره‌نامه با بیل‌ و ‌کلنگ سرگرم کار شد. بعد از هفته‌ها کار طاقت‌فرسا به کلوخه‌های براق طلا رسید. اکنون به وسیله‌ای نیاز داشت که این کلوخه‌ها را از دل خاک بیرون بکشد. بی‌آنکه کسی متوجه شود روی معدن را پوشانید و عازم شهر ویلیامزبرگ در ایالت مریلند شد تا موضوع را برای بستگان و برخی از همسایگان بازگو کند. آن‌ها دور هم جمع شدند و پول خرید دستگاه حفاری را تدارک دیدند، آن‌را خریدند و به محل معدن طلا بردند. عمو و داربی سرگرم کار شدند. نخستین کامیون کلوخه‌ها را به کوره ذوب و استخراج طلا فرستادند. معلوم شد که یکی از غنی‌ترین معادن کلورادو را یافته‌اند. حمل چند کامیون کلوخه طلا کافی بود تا همه بدهی‌های آن‌ها را پاک کند و نوبت به سود کلان برسد. مته‌های حفاری زمین را می‌شکافتند. امید داربی و عمویش بیشتر می‌شد تا اینکه اتفاقی افتاد. رگه‌های طلا بی‌مقدمه ناپدید شدند. آن‌ها به پایان رنگین‌کمان رسیده بودند. از معدن طلا دیگر اثری نبود. به کندن زمین ادامه دادند، مایوسانه می‌خواستند رگه طلا را از نو بیابند، اما موفق نشدند. سرانجام تصمیم گرفتند دست از کار بکشند. دستگاه حفاری را به چند‌صد دلار فروختند و با قطار به دیارشان برگشتند. کسی که دستگاه را خریده بود از یک مهندس معدن خواست تا به #معدن نگاهی بیندازد و برای او محاسبه کوچکی انجام دهد. مهندس مزبور نظر داد که پروژه حفاری معدن از‌ آن جهت شکست خورده که صاحبان آن با معدن و اصول حاکم بر آن آگاه نبودند. مساحی این #مهندس نشان داد که رگه طلا در فاصله ۹۰ سانتی‌متری از محلی که خانواده داربی کارشان را متوقف کرده بودند، از نو پدیدار خواهد شد و دقیقا این اتفاق افتاد. کسی که دستگاه حفاری را خریده بود میلیون‌ها دلار ثروت انباشت کرد. او به حقیقت مهمی توجه کرده ‌بود و آن این‌که قبل از تسلیم‌ شدن و دست‌کشیدن از کار باید با متخصص به مشورت نشست. 🌟هرگز به گفته دیگران دست از کار نمی‌کشم #از_همه_در


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: جالب , معدن , داستان


تاريخ : جمعه ۱٤ خرداد ۱۳٩٥ | ۸:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : صدرالدین ناصری | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩٥ | ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٥ | ٩:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٥ | ٧:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سروش مقصودی | آرشیو نظرات
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.